السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

557

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)

چنانچه چند نفر هر يك ، مبلغى پول معيّن را روى هم بگذارند وقرار بگذارند هر ماه قرعه كشى كرده ، همه پول را به كسى كه قرعه به نام أو درآمده ، به عنوان قرض بدهند ، اين كار جايز است به شرط آنكه بر قرض گيرنده نفعي - ولو مثل غذا دادن - را شرط نكنند . 4 قرفصاء قرفُصاء : نوعي نشستن . قرفصا عبارت است از نشستن بر باسن وچسباندن رانهابه شكم وحلقه كردن دو دست وگذاشتن آنها بر ساقها . 1 از آن به مناسبت در باب صلات وحج سخن گفته‌اند . كسى كه بر اثر ناتوانى از ايستادن ويا مستحب بودن نماز ، نماز را نشسته مىخواند ، مستحب است به گونهء تربّع بنشيند . بسيارى از فقها تربّع را به جلوس قرفصا تعريف كرده‌اند 2 - - ) تربعّ ) . نشستن به گونهء قرفصا مستحب است . 3 قرق : جايى كه افرادى خاص حق استفاده از آن را دارند ؛ ممنوعيت ورود اشخاص يا اشيا به جايى . 1 از آن در باب احياء موات سخن گفته‌اند . قرق كردن بخشي از زمينهاى موات يا چراگاههاى طبيعي - كه از انفال ( - - ) انفال ) است ، تنها براي رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وجانشينان معصوم آن حضرت جايز است وكسى ديگر چنين حقي ندارد ، مگر آنكه چراگاه ( - - ) چراگاه ) در ملك شخصي باشد . در اين صورت مالك مىتواند آن را براي خود يا ديگرى قرق كند ومانع ديگران از چرانيدن چارپايانشان در آنجا گردد . 2 تغيير كاربرى جايى كه توسط پيامبر صلّى اللَّه عليه وآله يا امامان عليهم السّلام

--> ( 1 ) . منهاج الصالحين ( خويى ) 1 / 414 ؛ تحرير الوسيلة 2 / 617 ؛ منهاج الصالحين ( سيستانى ) 1 / 441 ( 2 ) . توضيح المسائل مراجع 2 / 981 و 266 ( 3 ) . 293 - 294 ( 4 ) . استفتائات جديد ( تبريزى ) 2 / 429 . ( 1 ) . الصحاح ( جوهري ) ولسان العرب ، واژهء « قرفص » ( 2 ) . جواهرالكلام 9 / 283 ؛ مستمسك العروة 6 / 145 ( 3 ) . وسائل الشيعة 12 / 106 .